درسنامه آموزشی جامعه شناسی (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 13: سرآغاز بیداری اسلامی
آغاز شکلگیری هر پدیدهٔ اجتماعی اغلب هیجان انگیزترین لحظهٔ آن است؛ لحظهای سرشار از بیم، امید، شگفتی، تنش و دلهره. سرآغاز پدیدهٔ اجتماعی، شفافترین لحظهٔ آن نیز بهشمار میرود و به همین دلیل اطلاعات قابل توجهی از آن پدیده در اختیار ما میگذارد. سرآغاز هر پدیده سرگذشت و سرنوشت آن پدیده را بهطور خلاصه در خود دارد.
بیداری اسلامی نیز سرآغازی دارد.
جهان غرب ابتدا با سطحیترین و ظاهریترین لایههای هویتی خود با سایر جهانهای اجتماعی، از جمله جهان اسلام، مواجه شد و بیش از هر چیز، وجوه نظامی، سیاسی، اقتصادی، فنّاورانه و... خود را به رخ کشید اما لایههای عمیق آن از چشم اعضای سایر جهانها مخفی ماند. این امر بر چگونگی مواجههٔ جهانهای اجتماعی دیگر و اعضای آنها با جهان غرب تأثیر فراوانی گذاشت.
از ابتدای رویارویی جهان اسلام با غرب متجدد، جریانهای فکری و اجتماعی متفاوتی در جهان اسلام شکل گرفت. جریانهایی که برداشتشان از دافعهها و جاذبهها، دشمنان و دوستان، دردها و درمانهای پیشرو، شباهتها و تفاوتهایی داشت. نخستین جریانهای اجتماعی که در این مواجهه شکل گرفتند، کداماند؟ شباهتها و تفاوتهای آنها چیست؟
نخستین بیدارگران اسلامی
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز
از خواب گران خیز
خاور همه مانند غبار سر راهی است
یک نالهٔ خاموش و اثر باخته آهی است
هر ذرهٔ این خاک گره خورده نگاهی است
از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز
از خواب گران خیز
فریاد ز افرنگ و دلاویزی افرنگ
فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ
عالم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگ
معمار حرم، باز به تعمیر جهان خیز
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خیز
از خواب گران خیز
(محمداقبال لاهوری)
اولین بیدارگران در جهان اسلام چه کسانی بودند، چه ویژگیهایی داشتند و چقدر با فرهنگ غرب آشنا بودند؟
غرب متجدد با جهان اسلام روبهرو شد که قدرتهای سیاسی جهان اسلام، با وجود رعایت ظواهر اسلامی، استبدادهای قومی و قبیلهای بودند و عالمان دینی، اغلب بر اساس ضرورت حفظ امنیت با آن ها تعامل می کردند.
«فقاهت» و «عدالت» دو عنصر برتر در فرهنگ اسلامی، اغلب در حاشیهٔ مناسبات قدرتهای قومی، باقی مانده بودند. دولتهای کشورهای مسلمان نیز به میزان دوری از سنتهای دینی و اسلامی، آسیبپذیری بیشتری در برابر کشورهای غربی پیدا میکردند.
قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و جاذبههای دنیوی کشورهای غربی، دولتمردان کشورهای را مرعوب و شیفتهٔ فرهنگ غرب میساخت و این مسئله، عزت و استقلال کشورهای اسلامی را تضعیف میکرد.
|
|
نخستین بیدارگران اسلامی کسانی بودند که به خطر جوامع غربی و خطر شیوهٔ برخورد دولتهای اسلامی در برابر غرب، توجه کردند و حرکتها و جنبشهایی را در مقابله با غرب بهوجود آوردند. حضور فعال عالمان دینی در مقابله با روسیهٔ تزاری و تدوین رسالههای جهادیه، اصلاحات امیرکبیر و حکم میرزای شیرازی در تحریم تنباکو، نمونههایی از حرکتهای نخستین بیدارگران اسلامی در ایران و اقدامات سیدجمالالدین اسدآبادی و شاگردان او در دیگر کشورهای اسلامی، نمونههایی از این حرکتها در جهان اسلام است.
مهمترین ویژگیهای نخستین بیدارگران اسلامی آن است که:
- به خطر کشورهای غربی برای جوامع اسلامی توجه داشتند و خواستار استقلال اقتصادی و سیاسی جوامع اسلامی بودند.
- به دنبال اصلاح رفتار دولتها در کشورهای اسلامی بودند.
- بیداری را بازگشت به اسلام و عمل به آن میدانستند.
- بسیاری از آنان وحدت امت اسلامی و عزّت جهان اسلام را دنبال میکردند و قومیتهای مختلف را درون امت واحد اسلامی به رسمیت میشناختند.
بیدارگران نخستین، با وجود رویکرد اعتراضآمیز به غرب، از فرهنگ غرب شناخت عمیقی نداشتند. آنها خطر غرب را بیشتر در سلطهگری و قدرت سیاسی و اقتصادی آن میدیدند. برخی از آنان، دوری مسلمانان از عمل به اسلام را عامل ضعف جوامع اسلامی میدانستند و گمان میکردند دلیل قدرتمندی جوامع غربی این است که عملکرد آنها اغلب همان است که مورد توجه اسلام نیز میباشد.
گفتوگوکنید (صفحهٔ 110 کتاب درسی)
محمد عبده شاگرد سید جمالالدین اسدآبادی در مصر است و این سخن منسوب به اوست: «در شرق مسلمانان را دیدم و اسلام را ندیدم و در غرب اسلام را دیدم و مسلمانان را ندیدم.» در کلاس دربارهٔ این سخن گفتوگو کنید و آن را نقد و بررسی نمایید.
منظور وی از این جمله برخی از رفتارها مانند نظم و نظافت بوده است؛ هم چنین در فرهنگ عمومی در غرب آن زمان، قانونمداری و ملزم دانستن خود به اجرای آن بسیار رایج بوده است و محمد عبده این رفتارهای موجود در غرب را اسلامی می دانست.
منوّرالفکران و روشنفکران غربگرا
با شکلگیری استعمار و نفوذ دولتهای غربی در کشورهای اسلامی، جریان اجتماعی دیگری به موازات نخستین بیدارگران اسلامی شکل گرفت. نسل اوّل این جریان به «منوّرالفکران» و نسل دوم آن به «روشنفکران» شهرت یافتند. این جریان با بیدارگران اسلامی چه شباهتها و تفاوتهایی داشت؟ شباهتها و تفاوتهای نسل اول و دوم این جریان اجتماعی چه بود؟
به موازات نخستین بیدارگران اسلامی، گروه دیگری در جوامع اسلامی پیدا شدند که شیفتهٔ فرهنگ غرب بودند. این گروه - که بیشتر در لژهای فراماسونری سازمان مییافتند - نیز خود را بیدارگر مینامیدند، اما برخلاف بیدارگران اسلامی، بیداری را در گذر از فرهنگ اسلامی و پیوستن به فرهنگ غربی میدانستند. آنان در ایران، اومانیسم را به آدمیت و روشنگری مدرن را به منوّرالفکری ترجمه کردند و به همین دلیل خود را منوّرالفکر خواندند. لژ آدمیت و لژ بیداری ایرانیان از اولین لژهایی بود که منوّرالفکران در ایران تأسیس کردند.
منوّرالفکران غربگرا ویژگیهایی داشتند:
- نسبت به کشورهای استعمارگر احساس خطر نمیکردند، بلکه حضور سیاسی و اقتصادی آنان را فرصت میدانستند.
- مانند بیدارگران اسلامی، خواستار اصلاح رفتار دولتها در کشورهای اسلامی بودند.
- برخلاف بیدارگران اسلامی، بیداری را بازگشت به اسلام نمیدانستند بلکه بیداری را در تقلید از رفتار فرنگیان میدیدند.
- مفهوم امت و ملت اسلامی برای آنها بیمعنا یا منفور بود و در مقابل، به ناسیونالیسم که اندیشهٔ سیاسی قومگرایانهٔ غرب متجدد بود، روی آورده بودند.
منوّرالفکران غربگرا مورد حمایت دولتهای استعمارگر غربی بودند و این دولتها به کمک آنان توانستند از موفقیت بیدارگران اسلامی جلوگیری کنند.
منوّرالفکران غربگرا که در قدمهای نخست از ضرورت اصلاحات در دولتهای کشورهای اسلامی خود سخن میگفتند، در نهایت با حمایت کشورهای غربی، در جوامع خود حکومتهای سکولار تشکیل دادند.
قدرت حاکمان سکولار در کشورهای مسلمان، ریشه در اعتقادات و پیشینهٔ تاریخی این کشورها نداشت. قدرت آنها وابسته به قدرت جهانی استعمار بود. آنان با اتکّا به این قدرت، میکوشیدند مظاهر دینی و اسلامی را از بین ببرند و ساختارهای اجتماعی پیشین را حذف و ساختارهای اجتماعی جدیدی ایجاد کنند.
آتاتورک در ترکیه، رضاخان در ایران و امانالله خان در افغانستان، سه نمونه از قدرتهای سکولاریاند که آرمانهای منوّرالفکران غرب زده را با حمایت دولتهای غربی دنبال میکردند.
گفتوگو کنید (صفحهٔ 112 کتاب درسی)
دربارهٔ فعالیتهای اسلام ستیزانهٔ رضاخان و چهرههای منوّرالفکری که در کابینههای او حضور داشتند، گفتوگو کنید.
برخی از فعالیتهای اسلام ستیزانهٔ رضاخان و یاران او را به این ترتیب میتوان فهرست کرد: مبارزه با شعائر دینی، ایجاد محدودیتهایی برای روحانیت، کشف حجاب، ورود خانوادهٔ رضاخان به حرم حضرت معصومه بدون حجاب و...
|
|
حکومت منوّرالفکران غربگرا در کشورهای اسلامی، استبداد استعماری را به دنبال داشت. استبداد استعماری به دلیل وابستگی به کشورهای استعمارگر و عمل کردن مطابق منافع این کشورها، استقلال سیاسی و اقتصادی جوامع اسلامی را مخدوش میساخت و مقاومتهای مردمی برای حفظ هویت اسلامی خود را نیز سرکوب میکرد.
در هم ریختن نظم پیشین به بهانهٔ رسیدن به جایگاه کشورهای غربی انجام شد؛ امّا در عمل، این کشورها همچنان در جایگاه کشورهای پیرامونی و استعمارزده باقی ماندند. این مسئله باعث اعتراض برخی از نخبگان غربگرای این کشورها شد.
نخبگان غربگرایی که به عملکرد نسل اول روشنفکران معترض بودند، نسل دوم روشنفکران را شکل دادند. این گروه تحت تأثیر جریانهای چپ در کشورهای اروپایی بودند. این نسل با عنوان روشنفکران چپِ کشورهای اسلامی شناخته میشود. اعتراض روشنفکران چپ به روشنفکران نسل اول، به دلیل گریز آنان از اسلام یا اسلام ستیزی آنان نبود، بلکه از نوع اعتراضاتی بود که طی قرن بیستم در کشورهای غربی نسبت به عملکرد اقتصادی نظامهای لیبرالیستی و سرمایهداری شکل میگرفت.
حرکتهای اجتماعی روشنفکران چپ، در چارچوب اندیشههای ناسیونالیستی، سوسیالیستی و مارکسیستی بود. برخی از آنان، آشکارا اندیشههای غیرتوحیدی را مطرح میکردند و برخی دیگر از رویارویی مستقیم با باورهای دینی مردم خودداری میکردند؛ حتّی گاهی اندیشههای خود را در پوشش دینی بیان میداشتند. به این ترتیب، روشنفکری التقاطی چپ در کشورهای اسلامی پدید آمد. حرکتهای اعتراض آمیز روشنفکران چپِ کشورهای مسلمان، اغلب مورد حمایت بلوک شرق قرار میگرفت.
تا پیش از فروپاشی بلوک شرق، روشنفکران چپ در کشورهای اسلامی جاذبه داشتند و جریان چپ حتی در کشورهایی که زیر نفوذ بلوک غرب قرار داشتند، یک جریان اجتماعی تأثیرگذار بود. با فروپاشی بلوک شرق، جاذبههای روشنفکری چپ در سطح جهان از بین رفت و این جریان در کشورهای اسلامی نیز جاذبة خود را از دست داد و غربگرایان این جوامع، دیگر بار به اندیشههای لیبرالیستی غربی روی آوردند.
مطالعه کنید (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
دربارهٔ سرانجام جریانهای ناسیونالیستی و مارکسیستی در ایران مطالعه کنید.
جریانهای ناسیونالیستی مانند: جبهه ملی حزب مشروطهٔ ایران و حزب پانایرانیسم / جریانهای مارکسیستی مانند: حزب توده، سازمان چریکهای فدایی خلق، راه کارگر و...
با هم تکمیل کنید (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
| نخستین جریانهای اجتماعی جهان اسلام | ویژگیها | نقد و ارزیابی |
|---|---|---|
| 1- نخستین بیدارگران اسلامی | توجه به خطر استعمار و کشورهای غربی، دفاع از استقلال سیاسی و اقتصادی، تأکید بر بازگشت به اسلام و عمل به احکام، طرح وحدت امت اسلامی و عزت جهان اسلام | نقطهٔ قوّت آنها دفاع از هویت اسلامی و مبارزه با استعمار بود، اما شناخت عمیقی از لایههای فکری و فرهنگی غرب نداشتند و بیشتر به بُعد نظامی و سیاسی غرب توجه میکردند؛ به همین دلیل الگوی کامل و پایداری برای ادارهٔ جوامع اسلامی طراحی نشد. |
| 2- منوّرالفکران غربگرا | شیفتهٔ تمدن و فرهنگ غرب، بیتوجه یا کمتوجه به خطر استعمار، تعریف بیداری بهمعنای تقلید از غرب و سکولاریسم، ترجمه اومانیسم و روشنگری به «آدمیت» و «منوّرالفکری»، گرایش به ناسیونالیسم بهجای امت اسلامی. | بهجای حل ریشهای مشکلات، جوامع اسلامی را به وابستگی بیشتر سیاسی و اقتصادی کشاندند؛ حکومتهای سکولار وابسته و استبداد استعماری پدید آوردند، مظاهر دینی را سرکوب کردند و با وجود شعار «پیشرفت»، کشورهای اسلامی را در جایگاه پیرامونی و وابسته نگه داشتند. |
| 3- روشنفکران چپ | متأثر از سوسیالیسم و مارکسیسم، منتقد سرمایهداری و استعمار، طرح ایدههای عدالتطلبانه در قالب ناسیونالیسم و سوسیالیسم، گاهی پوشاندن اندیشههای غیردینی در لباس واژگان دینی، برخورداری از حمایت بلوک شرق. | هرچند به نابرابری و سلطهٔ سرمایهداری اعتراض داشتند، اما خود در چارچوب ایدئولوژیهای غیرتوحیدی و سکولار غربی باقی ماندند؛ نتوانستند پیوند عمیق و صادقانهای با ایمان دینی مردم برقرار کنند و با فروپاشی بلوک شرق، پشتوانه و جذابیت اجتماعیشان را از دست دادند. |
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 114 کتاب درسی)
نخستین بیدارگران اسلامی، استبداد قومی و قبیلهای، عالمان دینی، فقاهت، عدالت، منوّرالفکران، روشن فکران چپ، روشن فکری التقاطی
خلاصه کنید (صفحهٔ 114 کتاب درسی)
- منوّرالفکران غربگرا، بیداری را در عبور از فرهنگ اسلامی و پیوستن به فرهنگ غربی معنا میکردند.
- فقاهت و عدالت دو عنصر برتر در فرهنگ اسلامی در حاشیه ی مناسبات قدرتهای قومی، مهجور باقی مانده بودند.
- قدرت حاکمان سکولار در کشورهای مسلمان، ریشه در اعتقادات و پیشینهٔ تاریخی این کشورها نداشت.
- از همان ابتدای رویارویی جهان اسلام با غرب متجدد، جریانهای فکری و اجتماعی متفاوتی در کشورهای اسلامی ایجاد شد.
- بیدارگران اسلامی، منوّرالفکران غربزده و روشن فکران چپ برجستهترین جریانهای فکری جهان اسلام در مقابل غرب بودند.
- همه جریانهای فکری به دنبال اصلاح رفتار دولتهای اسلامی بودند اما با اهداف متفاوت.
- منوّرالفکران غرب زده، بیداری را در گذر از فرهنگ اسلامی و پیوستن به فرهنگ غربی و سکولار معنا میکردند.
- روشن فکران چپ در بعد اقتصادی روش منوّرالفکران را برای اصلاح امور نمیپسندیدند و بر ایدههای مارکسیستی تأکید میکردند.
- منوّرالفکران تحت حمایت بلوک غرب و روشن فکران چپ تحت حمایت بلوک شرق بودند.
- برخی حرکتهای اعتراضآمیز روشن فکران چپ کشورهای مسلمان، اغلب مورد حمایت بلوک شرق قرار میگرفت.
آنچه که از این درس آموختیم (صفحهٔ 114 کتاب درسی)
در این درس دیدیم که رویارویی جهان اسلام با غربِ متجدد، فقط یک واکنش ساده نداشت، بلکه چند جریان مهم در درون جوامع اسلامی پدید آمد: نخستین بیدارگران اسلامی که خطر استعمار و سلطهٔ غرب را فهمیدند و راه حل را در بازگشت به اسلام، وحدت امت و اصلاح حکومتها میدانستند؛ در کنار آنان، منوّرالفکران غربگرا بهوجود آمدند که بیداری را در کنار گذاشتن سنت اسلامی و تقلید همهجانبه از تمدن غربی تفسیر میکردند و سرانجام روشنفکران چپ که متأثر از سوسیالیسم و مارکسیسم، با سرمایهداری و امپریالیسم مخالفت میکردند اما در فضای فکری غربی باقی میماندند.
جمعبندی درس این است که هر سه جریان، بهنوعی در پی «اصلاح» و «بیداری» بودند، اما راههای بسیار متفاوتی انتخاب کردند و همهٔ آنها موفق نشدند استقلال، عزت و پیشرفت حقیقی را برای جوامع اسلامی تضمین کنند. بیدارگران اسلامی با وجود صداقت و روح دینی، تحلیل کامل و عمیقی از مبانی فکری تمدن جدید غرب نداشتند؛ منوّرالفکران غربگرا و روشنفکران چپ نیز بهجای تکیه بر هویت توحیدی و سنت خودی، به یکی از شاخههای همان فرهنگ غربی تکیه کردند. پیام درس این است که بیداری واقعی، تنها با شناخت ریشهایِ هم تمدن غرب و هم میراث اسلامی، و تکیه بر ایمان، عدالت، فقاهت و عقلانیت دینی امکانپذیر است؛ نه با شیفتگی کور به غرب و نه با نسخههای ایدئولوژیک وارداتی.